https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/133827
شناسه خبر: 133827
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۱:۲۳
عشق به جهاد
به روایت از جمشید مومنی نسب : من با شهید در کردستان همرزم بودم او دو ماه به مرخصی نرفته بود برگه مرخصی را گرفته و آماده حرکت به شهرستان بود همان حال او نامزد بود و مشکلات فراوانی هم داشت قبل از خروج از مقر ادوات گردان سلاحهای تازه ای را که از لشکر آورده بودند بین گردان توزیع کرد و شهید یک تیر بار کلاش تازه را داخل پلاستیک بود برداشت و برگه مرخصی خود را پاره کرد و گفت: تا با این تیربار دها نفر از ضد انقلابیون کردستان را به درک واصل نکنم به مرخصی نخواهم رفت و همین کار را هم کرد و در یکی از عملیاتها از ناحیه حنجره مورد اصابت تیر مستقیم قرار گرفت و حنجره اش سوراخ شد این دلاور تیر را از دهان خود بیرون کشید و در دستمالی گذاشت و گفت برای مادرم هدیه می برم شهید اسکندری دلاوری بی نظیر و از فرماندهان بزرگ جنگ بود.