https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/134651

شناسه خبر: 134651
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۱:۳۴

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی عصمت ابراهیمی: یک شب خواب دیدم که تنهای تنها در یک بیابان در حال راه رفتن هستم و راه را گم کرده بودم. ناگهان دو کوه را در جلوی خودم دیدم، خواستم از آن ها بالا بروم تا شاید در آن طرف کوه به آبادی برسم، که ناگهان این دو کوه از هم باز شدند و پشت آن گلزاری بود بسیار زیبا و سبزه هایی که تاکنون به خوش رنگی آن سبزه ها ندیده بودم و گلهای قشنگی که هر کدام از دیگری دیدنی تر بودند. گویی آن جا بهشت بود. همین طور که محو تماشای گلزار بودم دیدم طاووسی بسیار زیبا و بزرگ به طرف من می آید وقتی نزدیک شد دیدم که پدرم است. جلو آمد و خنده ای کرد و با نگاهی مهر آمیز دوباره برگشت و به سوی آسمان پر کشید هر چه او را صدا زدم جوابم را نداد و دیگر او را ندیدم