https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/135986
شناسه خبر: 135986
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۱:۵۳
خبر شهادت
به روایت از ربابه شم آبادی : یک روز دایی سید علی اصغر دخترش را فرستاد که بیاید و به من بگوید تا به خانه آنها برویم. من هم چادر سرم کردم و به خانه داداشم رفتم وقتی آنجا رسیدم انگار می گفتی چیزی به من الهام شده که سیدعلی شهید شده گفتم: چی شده سید علی زخمی شده یا شهید شده. داداشم گفت: چه می گویی این چه حرفی است که می زنی؟ گفتم: من آمادگی اش را دارم چون خوابش را دیدم بگو نمی ترسم گفت: حالا که آمادگی اش را داری بیا برویم بنیاد شهید سبزوار تا جنازه را تحویل بگیریم و او را تشییع کنیم.