https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136006
شناسه خبر: 136006
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۱:۵۳
عشق به ائمه اطهار
به روایت از طاهره واحدی : «در یکی از نوبت هایی که به جبهه اعزام شد ، من و دو فرزندش را به جبهه برد و ما مدّت نه ماه در جبهه باهم بودیم . ما در سوسنگرد خانه داشتیم و ایشان صبح هر روز به منطقه می رفت و شب به خانه بر می گشت و هر روز صبح که می خواست برود ، این دو فرزند پسرش را چون خیلی دوست داشت سوار جیپی - برای رفت و آمد - که تحویل ایشان بود ، می نمود و یک دور در محوطة محلّ سکونت می زد و آنها را پیاده می کرد . در این مدّت نه ماه روزی نبود که بدون سوار کردن آنها به جیپ به منطقه برود و به دو فرزندش که از او سئوال می کردند ، بابا شما کجا می روید ؟ می گفت : پسرم می روم تا راه کربلا را باز کنیم و دسته جمعی یک روزی با شما و مادرتان به زیارت کربلا برویم .»