https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136746
شناسه خبر: 136746
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۴
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
شب خسته بودم و زودتر خوابیدم. همان شب خواب دیدم پدرم آمده و در حالى که از سر کوچه مىآید، ما طاق نصرت شهادتش را در جلوى خانه نصب کردهایم. براى یک لحظه از خانه عمهجان بیرون آمدم. وقتى پدر آمد با او احوالپرسى کردم، گفتم: شما اینجا چه کار مىکنید. مىبینید براى شما طاق نصرت بستهاند و مىگویند که شما شهید شدهاى. پدرم گفت: نه، پسرم من زندهام و آمدهام اینجا.