https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136754

شناسه خبر: 136754
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۴

خبر شهادت

آقاى کاوه به شهادت رسیده بودند، وقتى پدرم به خانه آمد خیلى ناراحت بود. سرش را به دیوار مى‏زد و گریه مى‏کرد. مادرم گفت: براى چه این کارها را مى‏کنى؟ اما پدرم جوابى نمى‏داد و در عالم خودش بود. هر چى مادرم مى‏گفت: اکبر این کارها را نکن- اکبر، اسم مستعار پدرم بود- اگر اینها شهید شدند، لیاقتش را داشتند. ولى هر چه سعى کردیم او را دلدارى بدهیم فایده‏اى نداشت. بابا توى این وادى نبود که کسى دارد با او صحبت مى‏کند خودش را روى زمین انداخته بود و فقط گریه مى‏کرد.