https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136758
شناسه خبر: 136758
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۴
تقيد در حضور در مزار شهدا
روز چهلم شهادت شهید خوش سیما بود که پدرم بعد از 3 ماه از جبهه آمد. با هم سر خاک شهید خوش سیما رفتیم. آنجا حالت دیگرى به من دست داده بود. قسمتى که الان پدرم دفن شده همهاش خاک بود. من جلوتر از پدر مىآمدم. یک لحظه به سمت بابا برگشتم دیدم پایش به یک تپه گیر کرد و برگشت لبخندى به من زد. انگار به من الهام شد که اینجا قبر پدرم خواهد بود. به خود گفتم: نه دختر، براى چه این حرفها را با خودت مىزنى، مگر دیوانه شدهاى. همراه پدر در قطعهاى که شهدا آنجا دفن شده بودند قدم مىزدیم. زمانى که پدر شهید شد، او را همانجا که پایش بند شد و لبخندى زد به خاک سپردیم.