https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136765
شناسه خبر: 136765
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۴
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
خواب دیدم آقاى یعقوبى دنبالم آمده و مىگوید بلندشو تا برویم. گفتم: کجا مىخواهى بروى. گفت: میدانى از کى حرم نرفتهاى. گفتم: خوب میدانى که بچه کوچم دارم نمىتوانم این بچه را رها کنم و به حرم بروم. گفت: حالا من آمدم، بلند شو تا برویم. سوار موتور شدیم و تا سر کوچه رفتیم. سر کوچه که رسیدیم گفت: زن الان با من تماس گرفتند که باید به خط بیایى، کار فراوان است و نیروها مستقر شدهاند، من باید برگردم باشد یکروز دیگر تو را به حرم مىبرم. من را همانجا پیاده کرد و به سرعت از من دور شد و رفت.