https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136771
شناسه خبر: 136771
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۴
محبت و مهرباني
یکى از دوستانم کارت تبریکى به من داد که روى آن نوشته بود مهرت نرود از دل من مگر آن روز که خاک شود منزل من چون شعر جالبى بود و خیلى به پدر علاقه داشتم این را براى پدر در نامهاى نوشتم یک هفته نشده بود که پدرم از جبهه آمد من هم تازه از مدرسه رسیده بودم چشمان پر از اشک او به من افتاد با هم روبوسى کردیم گفتم نامهام به دستت نرسید گفت نامهام به دستم رسید اما براى اولین و آخرین بار باشد که چنین شعرهایى را براى من بنویسى اشک در چشمانش حلقه زده بود صورتم را بوسید و گفت: "دیگر این شعرها را ننویس نمىدانى در منطقه چه تاثیرى روى من گذاشت"