https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136772

شناسه خبر: 136772
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۴

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

خواب دیدم در خانه اتاقى داریم که چندین جایش خراب است و آقاى یعقوبى آمده و مى‏خواهد خرابیها را درست کند گفتم شما تازه از منطقه آمدى و خسته هستى لازم نیست اینها را الان درست کنى اگر خواستى بعداً مى‏توانى گفت: »نه زن بعد از اینکه من بروم شما جوش مى‏زنید پس بهتر است که من اینجا را درست کنم« خرابى‏ها را درست کرد و گفت: » مادرم هم که آمده است« گفتم بله مادرت چند روزى است که اینجاست من که آمدم دیدم مادرش بلند شد و به سر و گردن پسرش چسبید و به او بوسه مى‏زد و گریه مى‏کرد. گفتم زن عمو عباس که آمده چرا گریه مى‏کنى گفت مادر جان از خوشحالى گریه مى‏کنم گفتم »ببینید عباس تمام اینها را درست کرده است« مادرش گفت: »مى‏بینم دستهاى پسرم پر از گچ است تمام فامیلها هم خانه ما خواب بودند و یکى یکى بیدار مى‏شدند و من هم از خواب بیدار شدم.