https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136858
شناسه خبر: 136858
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۵
خاطرات جنگي
راوی عباس تیموری : آب و هوای منطقة عملیاتی میمک بسیار بد بود . جدای از گرمای شدید و سوزان بادهای همراه با گچ ، سر و صورت را سفید می کرد . حتی در زمین نمک به وفور یافت می شد و تقریبا استراحت فقط در شب و هنگام غروب آن هم موقع نگهبانی مقدور بود. چون عراقی ها دائماً به مواضع ما نفوذ می کردند و بایستی حواسمان کاملا جمع می بود . شهید موسی الرضا می گوید: در سنگری که آفتاب مستقیم به آن می تابید در حالی استراحت بودم . از طرفی خوابم می آمد و از طرفی شرایط جوی مساعد نبود. در این هنگام برادری کنارم نسشت و او هم می خواست استراحت کند. چهره اش برایم آشنا نبود فقط می دانستم رزمنده است و همین کافی بود . مذاکره ای کوتاه بین ما رد و بدل شد و نهایتا تصمیم بر این شد که مقداری ایشان بخوابدو من سایه اسجا کنم و باد بزنم و مقداری من بخوابم و ایشان سایه ایجاد کند. با اصرار زیاد ایشان ، ابتدا من خوابیدم و مقداری استراحت کردم . خوب که استراحت کردم من هم متقابلا به پیمان وفا کردم و بالاخره آن روز توانستم مقداری استراحت کنم . این موضوع گذشت تا اینکه بعدها متوجه شدم آن رزمنده کسی جز سردار شوشتری فرمانده محترم لشگر نبود.