https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/136877
شناسه خبر: 136877
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۵
خاطرات نحوه مجروحيت
راوی حبیب الله جمالی : در ارتفاعات مهران که موسی الرضا یزدانی مجروح شده بود چطور می شود که تعدادی از بچه ها آنجا شهید می شوند و توی ارتفاعات می مانند اینها یک عملیات انجام می دهند که شهداء را اجسادشان را بیاورند بعد دست راست آقای یزدانی تیر می خورد یک چند روزی بخاطر دستش آمده بود گلمکان آمدن ایشان مصادف شده بود با مرخصی من بعد خواهر ما که مادرش باشد دیده بود بعضی وقتها می رود توی اتاقش و در اتاقش را می بندد آمد نزد من گفت داداش گفتم بفرمائید گفت وضعیت موسی الرضا طوری دیگر است شما اگر بیائید از نزدیک با ایشان صحبت کنید ما آمدیم قبل از این که با ایشان صحبت داشته باشم به خواهرم گفتم که شما ساکش را بیاورید ساکی را که از جبهه برگردانده است ایشان ساکش را آورد ما گشتیم لباس ایشان را پیدا کردیم دیدیم که بلوز ایشان از آرنج بریده شده است گفتم حتماً ایشان موردی داردبعد می رفته در را می بسته نمی خواسته پدرو مادرش متوجه بشوند.یک مقدار از همین باندهای استرلیزه شده و سابلون و اینها خودش می برد همان جا پانسمان را باز می کند و شستشوی می دهد و بازمی بندد یک هفته ای که گذشت متوجه شدند کم کم به خانواده اش گفتم دستش خراش کوچکی برداشته است .