https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/137036
شناسه خبر: 137036
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۰۷
خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی علیرضا معصومی : به خاطر دارم دفعه ی دومی که به همراه همرزم محمدرضا به جبهه رفته بودیم. یک شب در خواب دیدم که ایشان با لباس خونی به طرف من می آید. وقتی که به من رسید دیدم چهره اش بسیار نورانی شده است و بعد از کمی صحبت ایشان گفت: من می خواهم بروم، گفتم: کجا تازه آمدی؟ گفت: منتظرم هستند باید بروم. دست ایشان را گرفتم و گفتم : پس من هم همراه شما می آیم ولی ایشان به من گفت: شما نمی توانید همراه من بیایید باید بمانید و به رزمنده ها کمک کنید چون به شما احتیاج دارند و با من خداحافظی کرد و رفت.