https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/138190

شناسه خبر: 138190
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۲۳

عشق به جهاد

راوی علیمراد واحدی: به یاد دارم یکدفعه پسرم علیرضا به مرخصی آمده بود و به او گفتم : علی جان تا کی می خواهی به جبهه بروی، برای تو دیگر کافی است نرو، او خیلی ناراحت شد و گفت : الان که داشتم به مرخصی می آمدم عراقی ها یکی از روستاها را بمباران کرده بودن و نیروهای امدادگر برای یافتن جنازه ها و مجروحین زیر خروارها خاک جستجو می کردند، من این صحنه را با چشم خودم دیدم آنوقت به جبهه نروم، مگر خون ما از آنها رنگین تر است، ما باید تا آخرین قطره خون در راه اسلام جهاد کنیم و از میهن خود دفاع کنیم تا دست متجاوزان نیفتد.