https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/138332

شناسه خبر: 138332
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۲۵

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

یک شب در خواب دیدم محمد آمده مثل همیشه با چهره ی خندان و شاد گفت: سید! گفتم: بله. گفت برویم زیارت. دستهایمان را در همدیگر قلاب کردیم. آمدیم حرم دیدیم حرم را سیاه پوش کرده اند. وارد صحن امام خمینی شدیم. سمت چپ مکانی مانند شیرینی فروشی بود داخل شدیم قسمت شیرینی ها عجیب و غریب بود. گفتم: محمد خیلی گران است. گفت: مهمان منی. شیرینها را خوردیم. جامهای نوشیدنی هم بود. از آن ها هم خوردی. دو تا بسیجی هم آمدند آنها هم میل کردند. یکی کامل و دیگری نصفه از جام سر کشید گفتم: محمد اینها کی هستند؟ گفت: اینها هم با ما هستند. از خواب که بیدار شدم مانده بودم. این چه خوابی بود که من دیدم قبلاً منو محمد به هم قول داده بودیم هر کدام شهید شود. دیگری را شفاعت کند. محمد به قولش وفا کرده بود من تاریخ خوابی را که دیده بودم یادداشت و بعد که مطابقت کردم دیدم دقیقاً با روزی که محمد شهید شده یکی بود. بعداً متوجه شدم آن دو بسیجی هم که همراه محمد بودند که یکی شهید میشود و دیگری مجروح.