https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/138379

شناسه خبر: 138379
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۲۵

توجه به تحصيل و علم آموزي

محمد علی تعداد زیادی کتاب داشت. بعد از شهادتش یک روز من رفتم. در گنجه ای که کتابهای او در آن بود باز کردم. کتابها را نگاه می کردم و اشک می ریختم با خودم می گفتم: پسرم تو که رفتی حالا من با این همه کتاب چکار کنم. همان شب خواب دیدم. نصف اتاق به شکل کمدی در آمده است و محمد علی آمد و درب کمد را باز کرد. داخل کمد پر بود از کتابهایی که جلدهای طلایی داشت. او گفت: مادر این کتاب ها همه مال من است می خواهم همه این ها را بخوانم. ناراحت شدم سرش داد زدم و گفتم: این کتابها را از کجا آورده ای که یکدفعه از خواب بیدار شدم.