https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/138423

شناسه خبر: 138423
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۲۵

صبر و تحمل و توصيه به آن

راوی محمد حسن نیک عیش: یک روز در سقز آقای نیک عیش از ستاد آن زمان - که ساختمان اداره ساواک سابق بود- بیرون رفت. هنوز ده قدمی آن جا فاصله نگرفت که تعدادی از گردن کلفت های مسلح به سمت ایشان رفتند و شروع به ضرب و شتم ایشان کردند. ما که ناظر جریان بودیم، تصمیم گرفتیم به سمت مهاجمان تیراندازی کنیم، ترسیدیم که مبادا یکی از تیرها به آقای نیک عیش اصابت کند. لذا شروع به تیراندازی هوایی کردیم. آن ها با صدای تیراندازی متواری شدند. سپس آقای نیک عیش خیلی خونسرد، بدون هیچ گونه عصبانیت و ناراحتی به سمت ما آمد. یکی از بچه ها گفت: آن ها شما را زدند. حالا شما می خندی! ما باید این نامردها را مورد هدف قرار می دادیم. ایشان گفت: نه ما باید با این ها صحبت کنیم. فرهنگ این جا این طوری است. ما باید استقامت داشته باشیم و صبر و حوصله پیشه کنیم. اگر بنا باشد برای هر مسئله جزئی به این مردم تیراندازی شود، انقلاب را به این ها نفهماندیم. تداوم انقلاب خیلی پستی و بلندی دارد و باید همه را تحمل کنیم. اگر ما را زدند یا هر سختی دیگری دیدیمم، به جان خود بخریم. همان برادر گفت: خوب این صحیح نیست که این ها بیایند جلو در ستاد خودمان ما را بزنند. فردا، داخل ستاد هم می آیند. ایشان گفت: خوب اگر این ها ضرب و شتم و توهینی کردند نسبت به من انجام دادند، شما چرا ناراحت هستی و درثانی این ها دل و جرأت این را ندارند که به داخل ستاد بیایند و درکل ما باید به این ها بفهمانیم که ما برای چه هدفی این جا هستیم.