https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/138462

شناسه خبر: 138462
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۲۵

تدبير نظامي و مديريت

راوی حسین رضوانی: زمانی قراربود که گردان آقای نیک عیش یک سری کارهایی را انجام دهد. بدین منظور از فرمانده گردان ارتش که همجوار ما بود تفاضای مهمات نمود. او به آقای نیک عیش گفت: من این کار را نمی کنم و شما را اصلاً قبول ندارم. ایشان هم با قاطعیت کشیده ای به گوش فرمانده ارتش زد و گفت: من این درجه های تو را می کنم و از این جا بیرونت می کنم و تمام امکانات را هم از دستت می گیرم. این کار باعث تفویت روحیه بچه ها در مقابل ارتش شد و هم باعث شد که دیگر کسی جرأت نکند با بچه های بسیج و سپاه برخورد کند. به طوری که یک روز ما برای درخواست مهمات به قسمتی از ارتش رفتیم. گفتند: نداریم. یکی از دوستان با نفربر به روی سنگر فرماندهی ارتش رفت و گفت: اگر مهمات را ندهی، همین الآن سنگر را بر روی سرت خراب می کنم و او هم به ناچار مهمات لازم را تحویل داد و این نتیجه همان کشیده ای بود که آقای نیک عیش به گوش آن فرمانده زد.