https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/138465
شناسه خبر: 138465
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۲۵
تدبير نظامي و مديريت
راوی حسین رضوانی: یک شب در اتاق مخابرات مرکز پیام پادگان ساعت 2 نیمه شب از صدای بی سیم بیدار شدم. به پای دستگاه رفتم. با تماس متوجه شدم بی سیم چی آقای نیک عیش است و با کد رمز توضیح داد که عراق تک زده و درحال پیشروی است و آقای نیک عیش با فرماندهی کار دارد. بعد ایشان بی سیم را گرفت و گفت:" یکی از آقایان کاظم حسینی یا حمیدنیا را بگوش کنید. به دنبال آقای حسینی فرستادم.. ایشان سریع خودش را به مرکز پیام رساند و با آقای نیک عیش از طریق بی سیم شروع به صحبت کرد. آقای نیک عیش خیلی خونسرد اطلاعات لازم را به صورت رمزی بیان کرد، تا اگر دشمن شنود کرد، متوجه جریان نشود. سپس آقای حسینی و حمیدنیا قبل از اذان صبح به منطقه سومار حرکت کردند. وقتی آن ها به آن جا می رسن، متوجه می شوند که آقای نیک عیش قبل از رسیدن فرمانده قرارگاه منتظر نمانده و با خونسردی یگان های محلی و ارتش را هماهنگ می کند و آن ها را سریع به کار می گیرد تا تک عراق را دفع کند. الحمدالله با هوشیاری به موقع ایشان آن تک به شکل مطلوبی خاتمه یافت.