https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/138474

شناسه خبر: 138474
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۲۵

آخرين وداع با دوستان

راوی حسین رضوانی: آخرین دیدار من با آقای نیک عیش 5 یا 6 روز قبل از شهادتش بود. ایشان می خواست به منطقه برود و از من هم خواست تا به همراه او بروم. من هم قبول کردم. اما آقای کاوه گفت:" من با شما کار دارم." این امر باعث شد که با او نروم. ایشان هنگام سوارشدن به ماشین با من خداحافظی کرد و دوسه بار گفت:" حسین جان، من را حلال کن." گفتم:" نه حلالت نمی کنم، هنوز شما به این زودی ها به ما پلو نمی دهی." ایشان به شوخی گفت:" نه، تو پلوی من را نمی خوری، من پلوی تو را می خورم." گفتم:" خوب حالا ببینیم چه کسی پلوی چه کسی را می خورد." سپس من را بغل کرد و چند لحظه ای در این حالت مکث کرد و به سینه فشرد و برای بار چندم گفت:" مرا حلال کن." و سپس با روی بشاش و خندان رفت و بعد از چند روز شنیدم که ایشان در حین شناسایی مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و به شهادت می رسد.