https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/138477
شناسه خبر: 138477
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۲۵
مبارزه با ضد انقلاب و منافقين
راوی عبدالحیم عظیمی: در عملیات مسلم بن عقیل قرار بود که نیروهای تخریب که حدود 60 _ 70 نفر بودند در عملیات شرکت کنند. شب عملیات هنوز نیروها تقسیم بندی و مسئولیت شان مشخص نشده بود. با خود گفتم: این نیروها را باید با کلی زحمت تقسیم و دسته بندی کرد. آقای میرزائی و نظافت چطوری می توانند اینها را تقسیم بندی کنند. و این قضیه فکر من را به خودش مشغول داشت. تا اینکه شب عملیات دو ساعت به شروع عملیات، آقای میرزائی نیروها را بعد از خواندن نماز مغرب و عشاء مقابل لشگر تخریب قرارگاه تبار جمع و به ستون 5 به خط کرد و در حالی که چراغ قوه ای در دست داشت. گفت:" من با این چراغ قوه به هر کس اشاره کردم، بیاید به جایی که با چراغ قوه اشاره کردم بایستد. نفرات اول که من انتخاب کردم به عنوان مسئول دسته و نفرات دوم به عنوان معاون دسته قرار می گیرند. اگر فرد اول شهید شد نفر دوم به عنوان مسئول دسته قرار می گیرد و بقیه باید با او همکاری کنند. همه افراد دسته باید افراد دسته خود را بشناسند تا در حین عملیات همدیگر را گم نکنند." بعد گروهکها را در دسته های 5 یا 6 نفر تقسیم بندی کرد و این کار حدود یک ساعت و نیم بیشتر طول نکشید. من خیلی تعجب کردم و با خود فکر کردم: مگر می شود یک فرمانده نیروهایش را به همین راحتی تقسیم بندی کند. آنهم نیروهایی که به عنوان نیروهای تخریب بخواهند در میدان عملیاتی مین خنثی کنند. من اگر بخواهم، این نیروها را تقسیم کنم از قبل نیروها را ارزیابی می کنم و بعد با یقین نمره ی ارزیابی و معیارهای خارج از جبهه ی آنها را براساس میزان امتیاز بالا یا پایین جدول قرار می دهم. زیرا یک کار عملیاتی نمی طلبد که اینطور سریع کار تقسیم را انجام داد و به نظرم کار آقای میرزائی غیر کلاسیک آمد. در همین فکر بودم که آقای زمانی را به عنوان نفر اول در گروه ما قرار دادند، و بعد من جرو گروه ایشان قرار گرفتم. بالاخره عملیات مسلم بن عقیل شروع شد و ما، هم در مقطع اول و هم، در مقطع دوم به اهداف خود رسیدیم و عملیات با موفقیت با پایان رسید. بعد از یکی دو ماه از عملیات من به فکر افتادم که گروهکهایی را که آقای میرزائی تقسیم بندی کرد، ارزیابی کنم. متوجه شدم تمام مسئولین و معاون گروه ها از، پخته ترین افراد آن جمع بودند و تمام مشخصاتی که باید در یک مسئول دسته باشد در این مسئولین گروه بوده و نیروهای پشت سر نیز با معیارهای اخلاقی و ارتباطی چیده شده بودند. همه ی این مسائل را حاکی از پختگی فرماندهی دیدم. در حالی که فرماندهی فرصت کافی برای ارزیابی دقیق نیروهایش قبل از عملیات نداشته است.