https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/139366
شناسه خبر: 139366
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۳۸
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی بی بی عذری طاهری : زمانى که همسرم على آقا جبهه بودخواب دیدم که ایشان از درب حیاط وارد شد و گفت: خانم کتم را از چوب لباسى بیاور در لب بهار خواب ایستاده بود کت را برداشتم یک مرتبه دیدم دستش از آرنج جدا و در داخل چیبش است نگاهم را به طرف شوهرم برگرداندم دیدم با دست دیگرش دست تکان مىدهد همان جا در عالم خواب متوجه شدم ضمن اینکه دستش قطع شده پاهایش نیز زخمى است از خواب پریدم وقتى شوهرم از جبهه به مرخصى آمد خواهرش به او گفت زخمى شدهاى که همسرت اینگونه خوابى دیده است شوهرم گفت: دست دادن در راه خدا که ارزشى ندارد گفتم الهى پایت را هم بدهى گفت: پاهایم را هم اگر در این راه بدهم باز ارزشى ندارد گفتم چشمت را هم بده گفت: تو شوهر یک چشم مىخواهى چه کار کنى؟ گفتم تو هر یک از اعضاى بدنت را هم بدهى چون مىگویى راه خداوندو جهاد فى سبیل اللَّه است نوکرت هم هستم و تا آخر عمر در خدمتت نوکرى مىکنم گفت: همسرم من دوست دارم که در این را سرم را هم بدهم و همان طور هم شد وقتى بعد از این که به شهادت رسید و جنازه مطهرش را آوردند سر در بدن نداشت و همان طورى که آرزویش را داشت و خودش گفته بود سرش را در راه انقلاب و خداوند تبارک و تعالى اهداء نمود.