https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/139474
شناسه خبر: 139474
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۳۹
فعاليتهاي فرهنگي
راوی مهدی سعیدی : یادم هست ما مشغول کارهای اجرایی کربلای 2 در حاج عمران بودیم و ایام هم مصادف با دهه اول محرم و عاشورا حسینی بود . وقتی عصر به مقرر برگشتم دیدم امیر نظری یک کتاب را پیدا کرده و به من می گوید فلانی زود بیا اینجا گفتم : چه شده است ؟گفت : این شعر را پیدا کردم و قرار است امشب به عنوان نوحه خوانده شود . آهنگش هم اینطوری است . اسم امیر را آهنگساز گذاشته بودند. باری هر ده شب محرم نوحه پیدا کرده بودند و هر شبی را هم به نام یکی از فرزندان و اصحاب (( ابا عبدالله الحسین)) گذاشته بود بطوری که من نیز چند جلسه سر صبحگاه برای نیروها که قبل از عملیات بیکار بودند پیرامون چند آیه صحبت کردم یکی از همین شبهای محرم من اتفاق آقای پیرزاد که مداحی می کردیم جهت انجام کاری به شهر رفتیم وقتی به مجلس رسیدیم نیم ساعت تا سه ربع گذشته بود متوجه صدای عجیب و غریبی شدم که دارد با یک سوز عجیبی مصیبت می خواند و نیروها هم گریه می کنند من ابتدا تعجب کردم گفتم خدایا ما که مداح نداشتیم این چه کسی است که مداحی می کند وقتی جلوتر رفتیم فهمیدیم که صدای امیر نظری اسن گویا دیده ما دیر کردیم خودش شروع به خواندن کرده بود خلاصه ما نشستیم جلسه پر سوز و با معنویتی بود چون سخن از دل بر می خاست لاجرم بر دل می نشست . امیر آن شب خالصانه روضه خواند و مداحی کرد ولی ما بعد از آن جلسه تا مدتی امیر را دست می گرفتیم و می گفتیم : امیر شما هم جزء مداحها شدی ، توهم قدقد می کنی .