https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/140300

شناسه خبر: 140300
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۴۹

خاطرات سياسي

راوی محمود نجاریان کرمانی : در زمان انقلاب یکروز پدرم به کاشمر زنگ زد و گفت: این برادرت احمد، آخر جنازه اش به دست ما خواهد رسید. گفتم: چرا؟ گفت: اطلاع پیدا کرده ام که او در تمام راهپیماییها و تظاهراتی که با گلوله و اسلحه سر و کار دارد شرکت می کند. در آخرش هم خودش را به کشتن می دهد. گفتم: اگر شما می دانید که راه و هدف او حق است چه اشکال دارد. او می خواهد به هدفش برسد بگذارید، اشکال ندارد، حتی اگر کشته شدن باشد.