https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/140310

شناسه خبر: 140310
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۴۹

احساس مسؤليت

راوی محمود نجاریان کرمانی : دروز جمعه مصادف با تولد امام رضا (ع ) زمانیکه به همراه برادرم به شهر مهران رسیدیم ونیروها را تعویض کردیم . یک دور داخل شهر زدیم در آن زمان شهر مهران تازه آزاد شده بود و عراقییها هیچ چیز را داخل شهر باقی نگذاشته بودند . حتی لوله های شهر ایلام را کنده بودند . و با آنها سنگر درست کرده بودند. از پشت شهر مهران حرکت کردیم . در طول مسیر به یک تپه ای رسیدیم که اطراف آن را سیم خاردار کشیده بودند . و مقدار زیادی جنازه بالای آن تپه ریخته شده بود . به برادرم حاج احمد گفتم : برادر اینها چیست ؟ گفت : جنازه عراقیهاست که تاکنون در منطقه باقی مانده است . و الان دارندآنها را دفنشان می کنند . گفتم : اگر اجازه دهید و ماشین را نگه دارید در این محل توقف کوتاهی داشته باشیم که من اینها را ببینم .گفت : نه برادر . گفتم : چرا ؟ گفت: به خاطر اینکه داخل این جاده مسیر اصلی ماست . ولی اگر در اینجا توقف کنم به خواست شماو برای شما ماشین را نگه داشته ام و اگر در همان لحظه توقف خمپاره ای بیاید و تعدادی از افراد پشت ماشین شهید شوند مسئولیتش با من است . به همین دلیل من هیچ وقت این کارها را نمی کنم . حتی برای شما که برادرم هستید .