https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/140899

شناسه خبر: 140899
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۲:۵۷

احساس مسؤليت

راوی هادی افشارصفوی : به یاد دارم درعملیات بدر که بنا بود دشمن پاتک بزند برادر علی میری با یک جیب عراقی برای سرکشی نزد ما آمد بعد که شرایط بحرانی شد وشهید مقدادیان وشهید حسین معافیان تنها کسانی بودند که توانستند منطقه را جدای از بحث مخابراتیش هدایت کنند شاید نزدیک 10 ساعت ما وضعیت کاملاً بحرانی داشتیم یعنی شرایط طوری بود که مشخص شده بود که این منطقه با پاتکی که شنود خاتم الانبیا اعلام کره بود قطعاً یا کشته می شویم یا اسیر یا اینکه باید به آب بزنیم وهمه منطقه را قبل از رسیدن مراقی ها تخلیه کنیم درتمام این مراحل برادر علی میری بودند که رفتند کنار شهید مقدادیان وبالای سنگر ایشان مستقر شدند با وجود انیکه خوب کارشان فقط عملیاتی نبود ومخابراتی بود ولی حساسیت کار ایجاب می کرد که برادر علی میری کنار پدافند رفتند که بالای سنگر فرماندهی بود ودیگر داخل سنگر چند نفری بیشتر نبودند کل خط که شاید 80یا 100 نفر حداکثر نیرو بود که طبق شنود قرار بود 15 تا هلی کوپتر آنجا را شب پاتک بزنند در آن مرحله و حتی شب های قبل هم من دیدم که برادر علی میری خیلی با جدیت وسخت کوشی در مراحلی که دشمن حمله می کرد وفشار می آورد ایستادگی می کرد حتی من بعد ازظهر شب شروع عملیات ایشان وشهید مرادی را دیدم که از شدت کار وخستگی صورت هایشان سیاه شده بود ونزدیک سه شبانه روز می شد که آنجا نخوابیده بودند بعد از سه شبانه روز هم که عملیات شروع شد که شرایط فوق العاده بحرانی بود و ایشان خیلی آرام و جدی کارش را انجام می داد .