https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/141947

شناسه خبر: 141947
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۳:۱۲

خاطرات سياسي

راوی ن. م قانعی : زمانی که در فاروج درس می خواندیم ، شبها در خانة کوچکی که آقای موفّق اجاره کرده بوند جمع می شدیم و ایشان دربارة امام خمینی برای ما صحبت می کرد و مسائل سیاسی را مورد تحلیل قرار می داد و به این ترتیب بر علیه رژیم شاه فعّالیّت می کردیم . روزی من رفته بودم نانوایی که یک مرد درشت هیکل که رئیس خانة اصناف بود ، گوشم را محکم کشید و گفت : شبها چه جلسه ای باهم دارید ؟ و چرا بچّه ها با شما اینقدر رفت و آمد دارند ؟ گفتم : هیچی . فقط جمع می شویم که باهم درس بخوانیم . چند فحش رکیک داد و گفت : من از برنامة شما اطّلاع دارم . برو ولی نبینم دیگر از این کارها می کنید . من به خانه رفتم و جریان را به آقای موفّق گفتم . ایشان درنامه ای خطاب به آن آقا نوشتند : ما کسانی را که با رژیم شاه همکاری می کنند ، می شناسیم واسامی آنها را داریم . اگر یکبار دیگر مزاحم طرفداران انقلاب باشید ، شما مقابل طرح انقلابی قرار می گیرید و با شما به شدّت برخورد خواهد شد . بعد نامه را شبانه بردیم و به حیاتش انداختیم . از آن به بعد هر وقت ما را می دید نه تنها چیزی نمی گفت بلکه به گرمی سلام هم می کرد .