https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/142145
شناسه خبر: 142145
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۳:۱۵
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی شهربانو غلامی : مدتی بعد از شهادت شوهرم لباسهایش را برایم آوردند. خیلی ناراحت شده بودم و گریه زیادی کردم. لباسهایش را جمع کردم و برای یادگاری در صندوقچه گذاشتم. شب به خواب رفتم، در خواب دیدم که شوهرم پیش من آمد و به من گفت: شهربانو لباسهایم را نگاه نکردی. برایت هدیهای آوردهام. گفتم: نه، نگاه نکردم. بعد از خواب پریدم و به طرف صندوقی که لباسها را داخل آن گذاشته بودم رفتم وقتی جیبهایش را نگاه کردم یک شیشه عطر و یک تسبیح را پیدا کردم و دریافتم که شهیدان همیشه زندهاند.