https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/144969
شناسه خبر: 144969
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۳:۵۶
محبت و مهرباني
راوی فاطمه محمدی پور : استکان و نعلبکی هایمان را شسته بودم و روی لبه حوض قرار داده بودم که ناگهان صدای شکستنشان را شنیدم، سراسیمه به داخل حیاط رفته، دیدم بله سه تا از استکانها و نعلبکی هایی که مادرم سال ها آنها را نگه داشته بود شکسته شده است. ناراحت شدم و بلند بلند شروع کردم به گریه کردن. حسین که صدای مرا شنید سراسیمه وارد حیاط شد نزدیک آمد و گفت: چه شده؟ گفتم استکانها شکسته و الان که مامان برسد و دعوایم کند. حسین با شنیدن این جمله سریع آماده شد و از منزل خارج شد، بعد از چند ساعت که گذشت دیدم دقیقاً مثل همان استکان و نعلبکی های خودمان را گشته بود و پیدا کرده و خریده بود.