https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/145816

شناسه خبر: 145816
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۰۹

بدون عنوان

عملیات تمام شده بود. نیروها خسته بودند. بیشترشان آمده بودند برای گرفتن مرخصی. فرمانده‌شان مخالف بود و مرخصی نمی‌داد. می‌گفت عملیات بعدی نزدیک است. باید آماده شوید. بچه‌ها را صدا زد که: - برگه‌های مرخصی‌ دست منه. هر کی می‌خواد بیاد بگیره. اما قبلش باید چند کلمه با هم حرف بزنیم. همه با خوشحالی دورش جمع شدند. شروع کرد به حرف زدن. از جهاد گفت. از شهادت و استقامت در راه خدا. صحبت‌هایش که تمام شد گفت: - حالا هر کی مرخصی می‌خواد بره توی صف. هیچ‌کس نرفت.