https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/147473

شناسه خبر: 147473
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۳۲

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی فاطمه کوهی: ما با هم منظقه ی عملیاتی خیبر بودیم. ولی من در گردان دیگر بودم محمد همدیگر را ندیده بودیم. من یک روز آنجا دنبال ایشان می گشتم تا او را ببینم. اتفاقاً یکی از بچه های روستای خودمان را آنجا دیدم از او پرسیدم محمد عیسی را ندیدی؟ در این لحظه دیدم دستی به پشت من خورد. برگشتم نگاه کردم دیدم محمد عیسی است. یک دستش تیر خورده بود. به او گفتم:" تو مجروح شده ای؟ برگرد عقب." گفت:" چیزی نیست. درست است که دستم تیر خورده است ولی می توانم این جا کار کنم." او با همان وقتی که سالم بود نارنجک تفنگی شلیک می کرد.