https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/148944
شناسه خبر: 148944
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۳
عشق شهادت
راوی حسن نجار زاده: ما سه نفر به اتفاق کاوه قرار بود به مکه مشرف شویم. اما موقع حرکت آقای کاوه با ناراحتی خندید و گفت: قسمت نیست من بیایم، عمل دارم. همدیگر را در آغوش گرفتیم و گفت: به مدینه که رسیدی بگو محمود خسته شده است. به قبرستان ربیع و خانه خدا هم که رسیدی همین کلام را تکرار کن. وقتی یک روز به حرم پیامبر رفته بودیم، حاج اصغر محراب گفت: نجار آن حرفی را که محمود گفت: مطرح کردی؟ گفتم: آری وقتی از زیارت خانه خدا به مشهد برگشتیم، کاوه به دیدنم آمد و اولین حرفی که از من پرسید این بود که سفارش من را بجا آوردی؟ گفتم: آری.