https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/148976

شناسه خبر: 148976
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۳

خاطره شماره 49 - شهید محمود کاوه

راوی اصغر حسین خانی: سال 65 برج 3و4 جزء اولین نیروهایی بودیم که در پادگان قدس آموزش دیدیم بعد از اتمام آموزش و مرخصی ابتدا ما را خواستند باراه آهن بوسیله ی قطار اعزام کنند که نشد بعد بوسیله ی هواپیما ما را به سمت کردستان بردند صبح بودیم رسیدیم به مقر تیپ ویژه شهداء روز بعد دیدیم که یک نفر با یک اسکورت خیلی جالب آوردند و ماها را هم جمع کردند در مسجد خلاصه دیدیم این خود محمود کاوه است آمد در حالی که سرش را هم به خاطر ترکش هایی که داشت تراشیده بود ایشان آمد و برای ما سخنرانی جالبی ایراد کردند در بین صحبت هایش چند مرتبه گریه اش گرفت علت گریه اش را نمیدانم بعد یک نفر که در کنارش ایستاده بود گفت حالش خوب نیست خلاصه سخنرانی تمام شد و ایشان از همه نیروها تشکر کردند و خیر مقدم گفتند.