https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/148985

شناسه خبر: 148985
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۳

خاطره شماره 58 - شهید محمود کاوه

راوی محمد ابراهیمی اول: یکی ازنیروهای آموزش نظامی لشگر 5 نصر به نام سید محسن فیضی دروالفجرمجروح شده بود یک روز تصمیم گرفتیم به اتفاق آقای ظهوریان که مسئول واحد ما بودند به ملاقات ایشان برویم داشتیم آماده میشدیم که دیدیم آقای کاوه و یکی دو نفر دیگر از مسئولین با یک ماشین استیشن لند کروز آمدند و از آقای ظهوریان سوال کردند که آقا مجید کجا میروید؟ ایشان گفت داریم میرویم عیادت یک مجروح آقای کاوه بدون اینکه بپرسد این کی است عضویتش چیست؟مسئولیتش چه بوده؟ گفت من هم میآیم، به اتفاق چند نفر دیگر از برادران که آنجا بودند سوار استیشن شدیم و رفتیم کوی آب وبرق منزل برادر مجروحمان وقتی منزل ایشان رسیدیم آقای کاوه مثل کسی که مدتی است که این برادر را میشناسد با ایشان برخورد کرد و گفت: یا الله سلام برادر حالتان چطور است وقتی این برخورد کاوه با برادر مجروح را دیدم تعجب کردم گفتم ببین ما که با هم رفیق هستیم اینقدر خودمانی برخورد نمیکنیم آقای فیضی هم ایشان را نمی شناخت بعد ما گفتیم ایشان برادر محمود کاوه فرمانده تیپ ویژه شهداء است ایشان تعجب کرده بود که ای چطوری میشود یک جوانی با این سن و سال فرمانده تیپ باشد بعد برادر کاوه رو به فیضی کرد و گفت: کاری ندارید،اگر کاری از دست ما بر میاید بگوئید این برخورد آقای کاوه تاثیر خیلی عمیقی روی این سید گذاشت به طوری که بعد پدرش هم به جبهه اعزام شد و راننده آقای کاوه شده بود.