https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/148995
شناسه خبر: 148995
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۳
شجاعت و شهامت
راوی اصغر حسین خانی: ابتدا آشنایمان با محمود کاوه در منطقه سقز مربوط به سال 61 میشود که تصرف سد بوکان از دست ضد انقلاب بود بعد از اینکه ما وارد منطقه سد شدیم و بچه ها همه جا را تصرف کرده بودند یک دفعه خبر دادند که یکی از خودرو های حامل خمپاره 120 به دست نیروهای ضد انقلاب افتاده است در حالی که من به یکی از درختها تو منطقه سد بوکان تکیه داده بودم که آقای کاوه را میدیدم که با آقای گنجی زاده سراسیمه آمدند که به من اشاره کردند که باشو برویم که یکی از خودرو ها اینطوری شده است من و کاوه وآقای گنجی زاده به اتفاق هشت نفر دیگر به سمت خودروی که دست ضد انقلاب افتاده بود حرکت کردیم به نزدیکی های خودرو که رسیدیم آقای گنجی زاده من کاوه را انتخاب کرد که بروید و مابقی نیروها هم پشت سر ما با فاصله حرکت بکنند تقریبا دم غروب هم بود هوا مقداری رو به تاریکی بود من و آقای کاوه به خودرو نزدیک شدیم و صدایمان را بلند کردیم که ببینیم کسی اطراف خودرو هست یا نه همانطور که صدا می زدیم دیدیم یک نفر که از بچه های باختران بود کنار خودرو ایستاده و از آن نگهداری می کند دیگر آقای کاوه با گفتن چند احنست . مرحبا ما آشنا هستیم و آن نیروی کنار خودرو توانستیم خودمان را نزدیک کنیم به ماشین موقیعت را از آن فرد سئوال کرد زمانی که داشتیم صحبت می کردیم ضد انقلاب به طرف خودرو و ما تیر اندازی کرد و بعد دیگر با استفاده از تاریکی بنا شد یکی از ما در پشت ماشین و کاوه وآن فرد هم جلوی ماشین بنشینند خود آقای کاوه پشت فرمان نشست و از آن منطقه خارج شدیم و ضد انقلاب هم شروع کرد به تیراندازی کردن و ما توانستیم با موفقیت خودمان را به نیروهایمان برسانیم .