https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/148999

شناسه خبر: 148999
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۳

خاطره شماره 72 - شهید محمود کاوه

راوی برازنده: یک سری برادر کاوه مجروح شده بود دو سه هفته ای ما در خانه از ایشان نگهداری میکردیم خانواده ما برای ایشان غذا پخت میکردند که زودتر خوب شود یک عملیاتی شروع شد به سمت جاده مهاباد تسویه تا سر میران رفتیم از سرمیدان چند نفر از ضد انقلاب را به درک واصل کردیم بعد رفتیم خانه سید رسول دهقان آنجا را پاکسازی کردیم من عقب مانده بودم به من نگفته بودند من با عمو زاده ام سوار موتور شدم وبه طرف تیپ رفتم برادر کاوه روی یک قله ای نشسته بود آنجا به من تیراندازی کرد می خواست مرا آزمایش کند که آیه میترسم یا نه من هم از موتور پائین آمدم می خواستم شلیک کنم آقای کاوه گفت شلیک نکنی گفتم:چشم رفتم پهلوی او نشستم هندوانه برایش آورده بود آنجا ایشان مریض بود و ضعیف شده بود داشت هندوانه میخورد روبروی ما یک گله گوسفند بود به من گفت:عزیزی این چوپان را صداکن من چوپان را صدا کردم. چوپان را آوردم پیش خودمان از ایشان پرسیدیم که ضد انقلاب را دیدی یا ندیدی ایشان راستش را به ما نمیگفت خلاصه من تهدیدش کردم و گفتم اگر به ما نگویی تورا میزنم گفت:دموکرات پشت این کوه است کوهی که گوسفندی میچراند بعدا برادر کاوه دستور داد چند خمپاره شلیک کردند وسه چهار روز در انجا ماندیم بعدا آنجارا نیز پاکسازی کردیم بعد آمدیم شب را استراحت کردیم بعدا بین روستاهای پیرانشهر. مهاباد را پاکسازی کردیم