https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149167
شناسه خبر: 149167
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۴
کرامات شهداء بعداز شهادت
راوی مهدیه کاظمیان: روزیکه برای دیدن جنازه پدرم به معراج رفتم آنجا خیلی شلوغ بود . در ابتداء دستم در دست دائی ام بود . پس از مدتی دست دائی ام را رها کردم چون مرد ها قد بلند بودند از بین پاهای آنها جلو رفتم تا به تابوت پدرم رسیدم . پدرم یخ کرده بود ولی چهره اش سالم بود .