https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149169
شناسه خبر: 149169
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۴
سعه صدر
راوی محمود جامی: در عملیات بیت المقدس همراه نورا... کاظمیان با یک جیپ آهو از خرمشهر به سمت اهواز می آمدیم. از همان اوایل خرمشهر نور ا... کاظمیان از پایین خاکریز حرکت می کرد. در طول مسیر ناگهان یک گلوله مستقیم آمد و در فاصله چند متری ماشین جیب منفجر شد. بطوری که شیشه های ماشین همه پودر شد. برادر نورا... کاظمیان پشت فرمان بود. بعد از انفجار ترمز زد و ایستاد. پس از چند لحظه که گرد و خاک و دود فرو نشست. من به برادر کاظمیان گفتم : آقا نورا... گاز را بگیر تا زود برویم. در جواب گفت : یک وقت می بینی گاز را گرفتم و یک گلوله جلوتر به ما اصابت کرد پس بهتر است با همان سرعتی که قبلاً حرکت می کردیم، ادامه دهیم. هر چه قسمت و خواست خدا باشد همان می شود.