https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149190
شناسه خبر: 149190
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۴
نوافل و نماز شب
راوی حسین رثایی:ئ برادر نورالله کاظمیان حدود 20 روز قبل از شهادتشان به منزل ما در خرم آباد آمدند. زمستان بود و من آن روز از یکی دو ساعت قبل منتظر ایشان بودم چون از آمدنش با اطلاع بودم. وقتی رسید پرسیدم چرا دیر کردید؟ ایشان گفت: چون برف نی آند صبح کمی دیرتر از مشهد راه افتادیم و در راه هم به علت یخبندان می خواستیم در دره سقوط کنیم. شب بعد از اینکه مقداری صحبت کردیم چون دیروقت بود و ایشان هم خسته بود خوابیدیم ولی حدود نیم ساعت بعد دیدیم که ایشان بدون اینکهزنگ ساعتی را کوک نماید خودش بیدار شد و به خیاط رفت و وضو گرفت و مشغول خواندن نماز شب شد! ایشان با اینکه اینقدر خسته بود ولی خود بخود ( طبق عادت) از خواب بیدار شد. بعد هم که نماز صبحش را خواند آمادة رفتن شد. من به ایشان گفتم صبحانه بخور و بعد به سمت جبهه برو ولی ایشان قبول نکرد و گفت: پل دختر صبحانه می خوریم.