https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149209
شناسه خبر: 149209
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۴
شجاعت و شهامت
راوی حسین رثایی: به یاد دارم مراحل اولیه عملیات بیت المقدس بود که برادر نورالله کاظمیان هر شب می آمد و سری به خط می زد . یکبار که به اتفاق ایشان پشت یک خاکریز رفتیم ، ایشان گفت : آن جنازه عراقی را آن وسط می بینی ؟ ما بچه هایمان را آورده ایم ولی عراقیها غیرت ندارند که بیایند و جنازه افرادشان را ببرند . می خواهم بروم و دستی به آن جنازه بزنم و برگردم . جنازه عراقیها و خود عراقیها نیز از آن طرف که ما بودیم دیده می شدند . می خواستم مخالفت کنم ایشان به آن در طرف خاکریز پرید و بعد به صورت سینه خیز بالای سر آن جنازه رفت و برگشت در حالی که در تیررس دشمن قرار داشت ! وقتی برگشت به ایشان گفتم : این چه کاری بود که کردی ؟ گفت : می خواستم ببینم که چطوری مرده . ولی من احساس می کردم می خواست به عراقیها بگوید : من بالای سرجنازه تان آمدم و برگشتم ولی شما که نزدیک هستید جرأت نداری دکه اجسادتان را بردارید !