https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149214

شناسه خبر: 149214
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۰:۵۴

پشتيباني نيرو مالي و فرهنگي

راوی حسین رثایی: ـ به یاد دارم زمانی که در تربیت معلم مشهد تدریس می کردم برادر نورا... کاظمیان به عنوان معاون مرکز تربیت معلم به آنجا تشریف آوردند. روزی ایشان به من گفت: بچه ها خیلی تمایل دارند که به جبهه بروند بیایید این ها را به جبهه اعزام کنیم. ایشان مقدمات کار را فراهم کرد و حکمش را هم گرفت و برای دو مرکز شهید بهشتی و شهید خورشیدی جلسه ای گذاشت و از من خواست که پشت تریبون بروم و صحبت کنم و برای رفتن به جبهه دعوت عمومی بکنم. خلاصه در آن جلسه حدود دو هزار نفر از دانشجویان تربیت معلم و بعضی از مدرسان داوطلب اعزام به جبهه شدند به طوری این دو مرکز تعطیل شد. ایشان مأمریت 45 روزی گرفت و با حدود 45 اتوبوس به جبهه اعزام شدیم. اواخر سال 62 رفتیم و اوایل سال 63 برگشتیم. در طول مسیر برادر کاظمیان به زیبایی کاروان را اداره می کرد و دائماً با ماشین در حرکت بود و سروته کاروان را هماهنگ می کرد، حتی مکانهای استراحت و زمانهایی را که باید استراحت کنیم ایشان مشخص می کرد. دایماً در حال تلاش بود و آرام و قرار نداشت.