https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149689

شناسه خبر: 149689
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۰۱

عشق به جهاد

راوی علی احسنی مقدم: شرارتهای قاچاقچی در تربت جام باعث سلب آسایش مردم این شهرستان شده بود . این قاچاقچی یکی از وارد کننده های مواد مخدر از خاک افغانستان به داخل ایران بود . هرروز گزارش هایی از گوشه وکنار در مورد توزیع مواد مخدر توسط این قاچاقچی می رسید ولی مامورین نتوانسته بودند که این قاچاقچی را در حین توزیع یا حمل مواد دستگیر کنند روزی همراه آقا مصطفی در حال گشت زنی داخل شهر تربت جام بودیم که این قاچاقچی را در کنار خیابان مشاهده کردیم نزدیکش رفتیم وگفتم دست از این کارها بردار . طبق گزارشات واصله پایت را بیشتر از گلیمت دراز کردی . این کارها عاقبت ندارد و او در حال خنده بود وگفت این حرفها چیه . ما کجا مواد کجا . مصطفی که دید نصیحت ها افاقه نمی کند . در حالیکه از شدت خشم چهره اش برافروخته شده بودکفت این با اولی است که تو را می بینم از امروز جبهه جنوب را ترک میکنم و مادامی که مچ تو را نگیرم به جبهه بر نخواهم گشت . حتی اگر در این راه جانم را هم بدهم . ولی باید تو را دستگیر کنم حال زنده یا کشته فرقی ندارد . قاچاقچی گفت جنگ .گریز به هر حال گشته شدن یا کشتن دارد با گفتن این راهش راکشید ورفت به مصطفی گفتم می بینی چه شخص پلیدی است گفت می دانم چه کار باید بکنم فردای آنروز مصطفی موتوری تهیه کرد و سه هفته کارش شده بود تعقیب آن قاچاقچی . همانند سایه دنبالش بود . هر چه اصرار داشتیم تنهایی خطرناک است قبول نمی کرد و می گفت : من نمی گذارم در جمهوری اسلامی شخصی به این راحتی کار خلاف انجام دهد . تا این که یکروز بعد از ظهر سراسیمه به سپاه آمد وگفت : زود باشید باید حرکت کنیم . هشت نفر آماده شدیم به محلی که مصطفی گفت رفتیم در آنجا مصطفی در مورد موقعیت جغرافیایی منطقه توضیحاتی داد وگفت : من مطمین هستم امشب این قاچاقچی و یارانش مواد مخدر را از این محل عبور می دهند . آن شب من منتظر آمدن او ماندیم نیمه های شب متوجه حرکت عده ای شدیم مصطفی بلافاصله گفت من جلوتر می روم تا ببینم موضوع از چه قرار است به هر حال مصطفی تا نزدیکی کاروان آنها پیش رفت و با دیدن آن قاچاقچی به سمت او شلیک کرد به محض شلیک از جانب مصطفی حمله شروع شد .پس از اتمام درگیری و دستگیر کردن شماری از قاچاقچیان . آن قاچاقچی که سرکرده اشان بود ومجروح شده بود را با ماشین سپاه بردیم بر اثر شدت جراحات و اصرار مصطفی مبنی برزنده ماندن آن قاچاقچی قرار شد با آمبولانس به همراه شخص آقا مصطفی به مشهد منتقلش کنیم که گویا در بین را از بین می رود و منطقه از لوث وجود یکی از باندهای عمده و بزرگ وارد کننده مواد مخدر با همت وتلاش بی شائبه مصطفی قوی پاک سازی شد .