https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149693
شناسه خبر: 149693
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۰۱
آخرين وداع با خانواده
راوی علی احسنی مقدم: همسر مصطفی نقل می کند:" آخرین باری که می خواست از خانه بیرون برود، با من در مورد دوران سربازیش و خاطرات کودکیش صحبت کرد. پرسیدم:" مصطفی تا حالا اینقدر برایم خاطره تعریف نکرده بودی؟" مصطفی گفت:" می خواهم این بار تمام حرف دلم را بزنم." سپس نگاهی به ساعت کرد و گفت: دیر شد باید سریع بروم. در حال بستن بندهای کفشش بود گفتم:" لااقل بیا کمی میوه بخور." گفت:" الان بچه ها تشنه و گرسنه منتظر من هستند. با خودم را سریعاً به آنها برسانم." آنشب قرار بود، نقشه حمله به شلمچه را مرور کنند که در همانجا بر اثر اصابت ترکش خمپاره شربت شهادت را می نوشد."