https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149704
شناسه خبر: 149704
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۰۱
اولين اعزام
راوی مجتبی قوی: روزی آقا مصطفی به بهانه خرید از منزل خارج شد و دیگر نیامد چند روزی گذشت و از ایشان خبری نبود. خیلی نگران شده بودیم بعد از چند روز با منزل تماس گرفت و گفت: من الان در اهواز در خدمت آقای چمران هستم. گفتم: خوبل خبر می دادید که نگران نباشیم. چی شد که ناگهان فکر جبهه و جنگ به سرتان زد؟ گفت: حقیقتاً وقتی صدای مارش جنگ را از رادیو شنیدم دگرگون شدم و با خودم گفتم: باید در جنگ شرکت کنم. ولی اگر به هر کدام از شما می گفتم، ممکن بود قبول نکنید و راضی نشوید. به هر حال مصطفی اولین اعزام به جبهه اش را بدون خداحافظی انجام داد.