https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149708
شناسه خبر: 149708
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۰۱
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی مجتبی قوی: شوهرم نقل می کند:" به بهشت رضا (ع) رفتم. در آنجا داخل ماشین خوابم برد. در خواب مصطفی را دیدم گفتم:" مصطفی جان کجایی؟ چه کار می کنی. کمی از خودت برایم بگو؟" مصطفی مثل همیشه لبخندی بر لب داشت و گفت:" حالم خیلی خوب و جایم هم راحت است. ما در یک باغ بزرگ زندگی می کنیم." دوباره سؤال کردم:" مصطفی جان از نحوة شهادتت برایم بگو؟" گفت:" در جبهه اول ترکش به سرم و سپس ترکش دیگری به پهلویم اصابت کرد." از خواب بیدار شدم. متوجه شدم که ما تا حالا از اصابت ترکش به پهلوی مصطفی اطلاع نداشتیم. سریعاً به نزد چند تن از دوستان مصطفی رفتم و جریان را از آن ها پرسیدم. آن ها گفتند: بله مصطفی از ناحیة پهلو هم ترکش خورده بود ولی ما لباس تنش کردیم تا شما متوجه نشوید.