https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149757
شناسه خبر: 149757
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۰۲
خواب و رویای شهید
به روایت از کبری ضروری : بخاطرم هست که احمد یک روز صبح زود بلند شد چایی گذاشت و گفت: خانم بلند شو با هم یک چایی بخوریم، بعد گفت خانم. خواب دیم که با مهدی آقا به کربلا رفتیم و تمام مکانها را زیارت کردیم، ولی وقتی خواستیم امام حسین را زیارت کنیم دیدیم در یک گودال بزرگی است.هر چه سعی کردیم نتوانستیم وارد گودال شویم و امام حسین را زیارت کنیم. اشکهایم جاری شد و احمد گفت: برای چه خانم گریه می کنی؟ گفتم: شما لااقل چند نفر را زیارت کردی، گفت: این حرفها چیست هر وقت بخواهم به زیارت بروم شما را هم خواهم برد.