https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149773

شناسه خبر: 149773
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۰۲

فکاهی شوخ طبعی

به روایت از صادق جلالی : یک شب که آقای قوامی به اتفاق خانواده اش به منزل ما آمده بودند . فرزندش علی کوچک بود ،شلواری شبیه زیر شلواری پایش بود که جیب نداشت ،در حالیکه شلوار بچه من جیب داشت ،علی مرتب گریه می کرد که من شلوار جیب دار می خواهم ، پسر بچه من خواب بود . قوامی بلند شد وشلوار بچه من را از پایش در آ ورد وبه پای بچه خودش کرد ،وشلوار بچه خودش را پای بچه من کرد ،همسرش ناراحت شد و گفت چرا این کار را کردی ؟قوامی گفت اشکال ندارد مدتی فرزند ما شلوار بدون جیب پوشیده است ،وحالا هم مدتی فرزند آقای جلالی شلوار بدون جیب بپوشد .