https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149793

شناسه خبر: 149793
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۰۲

دستگیری از ضعیفان

به روایت از محمدباقر قوام : به یاد دارم یک روز سید علیرضا نزد آقای معلمی که در جهاد مسئوولیتی داشته و شیشه بر نیز بوده است رفته و به او گفته بود خانواده ای را می شناسم در کوهسرخ که بسیار فقیر و مستمند هستند. من به خانه آنها رفته ام و با صحنه ی بسیار عجیبی مواجه شدم. متأسفانه با توجه به این که در فصل سرد زمستان قرار داریم پنجره منزل کوچک آنان فاقد هر گونه حفاظ و شیشه ای بود. بنابراین تصمیم گرفتم تا همین امروز مقداری شیشه تهیه کنم و به منزل آنان ببرم. با خود گفتم این موضوع را به شما هم بگویم تا شاید با من نیز همراه شوید. اما او در جواب گفته بود امروز هوا برفی است و بسیار سرد، بگذار چند روز دیگر با هم می رویم. اما علیرضا در جواب گفته بود من برای الان که هوا سرد است می خواهم به این وسیله از ورود سرما به خانه ی آنان جلوگیری کنم، چند روز دیگر که هوا گرم می شود چه فایده ای دارد، به هر حال آقای قوام با آقای معلمی در همان روز تصمیم می گیرند تا مقداری شیشه تهیه کنند و به کوهسرخ بروند و همین کار را نیز انجام دادند. در ادامه آقای معلمی تعریف می کرد: هنگامی که من و آقا سید علیرضا با هم به نزدیکی کوهسرخ از توابع کاشمر رسیدیم به دلیل شدت سنگینی بارش برف، جاده منتهی به ده مسدود شده بود و ماشین نمی توانست بقیه ی راه را طی کند. من ناچار مانده بودم که ناگهان دیدم سید علیرضا شیشه ها را از داخل ماشین برداشته و با پای پیاده میان آن همه برف و شدت سرما به سمت ده راه افتاد. بعد از چند دقیقه ای دیدم ایشان همراه با یک تراکتور به سمت من می آید. ماشین را به تراکتور بستیم و به راه ادامه دادیم. و به حمدالله با اراده مصمم و عشق فراوان برادر سید علیرضا قوام به نتیجه مطلوب دست یافتیم.