https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/149797

شناسه خبر: 149797
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۰۲

دیدگاه شهید

به روایت از محمدباقر قوام : یادم هست یک شب من و سید علیرضا در سنگر نشسته بودیم در حالی که ایشان مشغول مطالعه کتاب بود. چند دقیقه به چهره ایشان خیره شدم، عمیقاً در بحر مطالب کتاب بود، می ترسیدم با صحبت کردن مزاحم مطالعه ایشان شوم اما به خودم جرأت دادم و گفتم: آقا سید خواهش می کنم از مطالب مفید داخل کتاب کمی مرا بهره مند و نیز نصیحت فرمائید. سرش را از روی کتاب بلند کرد و با لبخند ملیحی گفت: می دانی الان در حال مطالعة چه مطلبی بودم؟‌ گفتم: خیر. گفت: می خواندم تا عملی را خود به مدت یک هفته انجام نداده اید به دیگران توصیه نکیند. من نیز اگر به شما توصیه یا نصیحتی داشته باشم،‌ می ترسم خود به آن حقی به مدت یک هفته عمل نکرده باشم.