https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/150669

شناسه خبر: 150669
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۱:۱۴

عشق شهادت

به روایت از محمدحسین مسثمی خرازی : در جلسة توجیهی که با برادر شمع خانی در مقرّ لشکر داشتیم و طرح مانور و نحوة کار گردان ها را بررسی می شد ، شهادت راا در سیمای حاج آقای قدمیاری می دیدیم و یادم هست که به وی گفتیم : حاج آقا منتظر باش که این دفعه رفتنی هستی و ما را شفاعت کن !‍ وی در جواب گفت : ان شاء ا... ! قبلاً بارها این جمله را به وی گفته بودیم و او می گفت : «نه آقا ،‌ ما کجا و شهادت کجا ... ! و شکسته نفسی می کرد . امّا این بار با تعجّب بدون هیچ حرفی خودش می گفت : ان شاء ا... و این برای ما خیلی جالب بود . شب عملیّات در رودخانة کنجان چم غسل نمود و خودش را آراسته و اصلاح کرد ، مثل کسی که می خواهد به میهمانی برود . سپس با گردانهایش به جلو رفت و شب دوّم در حالی که آر پی جی گرفته بود با تیر سیمینوف به شهادت رسید .